|
♥طلــوع زنـــدگـــي♥
گفتمش باغم هجران چه كنم؟ گفت:بسوز گفتمش چاره ای این سوز بگو: گفت بساز
|
سلام به همگی بازم خبر خوب ابجی سفیدم داره مامان میشه خیلی خوشحالم امروز ۸/۲ تولدمه تولدم مبارک ههههههههههههههههه کیک نداریم شرمنده کادو بیارین واسم ها ============== سلام ابجیها وداداشیهای گلم همگی خوبید انشالله
خوب یه خبر مهم عروس شدم
واسه همتون موقعه عقد دعا کردم
خوب همسرم پسر خاله م هستش
خیلی دوستم داره منم دوستش دارم
۵/۲۶ عقد کردیم الان یه ۱۳ یا ۱۴ روزی میگذره فکر کنم
جای همتون خالی بود تو حرم چه صفایی داشت
منم خجالت میکشیدم وای نبودید ببینید
این همسر گرامی هم هی نگاه میکرد منم لپم قرمز شده بود
وایییییییییییییی از خجالت نمیدونستم چیکار کنم
تا اینکه حاج اقا اومد و منم با اجازه بزرگترا بله گفتم
اون لحظه همه یادم بودن واسه همه دعا کردم
خوشبخت و عاقبت بخیر بشید انشالله
واقعا جای همتون خالی بود
در کل قلب منو پسر خاله م دزدید و منو به دست اورد
میگه خدا رو شکر میکنم که همچین فرشته ای رو خدا بهم داد
اون میگه من تعریف از خودم نمیکنم خدا کنه تا اخر عمر واسش فرشته باشم
و با هم خوشبخت بشیم انشالله
خوب دیگه خواستم خبر بدم که عروس شدم و کم میام نت . اقا قاتل
مقتول بهت قبل از ازدواج کنم گفته بودم دارم عروس میشم اولین نفری هستی که تبریک گفتی مرسی
میزنم تو گوشت ها زبونتو گاز بگیر
خدا بهمون میده جواب ازمایشامون خوب بود به کوری چشت
ایشششششششششششش حالا برو ۱۲ بچه تو با خانوم افغانیت جمع کن
بچه های ما هم سالم به دنیا میان انشالله ایششششششششششششش
خوب سرتونو به درد نیارم لپ کلام به همسر گلم
میخوام بگم مهدی جونم دوست دارم [ سه شنبه هشتم شهریور 1390 ] [ 15:18 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
******خـــــــســـــتـــه ام****** خسته ام از حبس دیوار قفس خسته ام از حجم سنگین نفس خسته ام از ابرو باران و غبار از طلوع و از غروب این دیار خسته ام از دیدن هر منظره از طبیعت از برون از پنجره خسته ام از رفت و آمدهای دور از کویر و دشت و صحراو عبور خسته ام از خستگی و سادگی خسته ام از عشق و از دلدادگی [ جمعه هفدهم تیر 1390 ] [ 20:48 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
******بـــــــــرای تــــــــو******* نه فریادی...نه نغمه ای...نه سرودی... فقط سکوت میکنم و میدانم که حرفهایم را از چشمهایم میخوانی. نه دفتری...نه قلمی...نه کلمه ای... فقط دستهای تهی ام را پیش رویت میگیرم و میدانم که کتابهای نا نشته ام را از سطرهای سپید دستهایم میخوانی. همه ی حرفها...شعرها...ونثرهایم برای آنهایی که هیچ وقت به درون کلمات سفر نکردند و دلتنگی یک ابر پاره پاره را ندیدند و حسرت سیبهای سرخ را هنگام فرو افتادن از شاخه ندیدند و لحظه لحظه سکوتم و نثرهایم که هرگز نخواهم نوشت و تصویهایی که تا ابد نخواهم آفرید((بــــــرای تــــــو)) باز و بسته شدن پلکهایم...فرو رفتن وبرآمدن نفسهایم...رفت و آمد این جسم خاکی ام...برای آنهایی که جز خیابانها و پیاده روها را نمی شناسند و شگفتن روحم در باران ،زبانه کشیدن آتشکده ی احساسم در شبهای تنهایی و کبوتران مهربانی که در آسمانقلبم پرواز می کنند((بـــــرای تــــو)) برای یافتن تو یا دیدن تو نیاز به جستجو نیست.من در چوبها...آتشها... سنگها...خارها...وگل هاترا می بینم،من در بال گنجشکها...خطوط ساده ی برگها...تپش موجها...تو را حس می کنم. من از لحظه ای که چشم به دنیا گشوده ام دنبال خود میگردم و ملکوت پر ابهتی که زیر پایم جریان داشت. همه ی شادیهای کودکانه ام خنده های ترد و روشنم برای آنهایی که آسمان گرفته و ابری را دوست ندارند و همه ی اشکهایم که به اندازه ی بزرگترین اقیانوسهاست و اندوههای بلورینم که بوی غربت می دهند همگی ((بــــــــرای تــــــــو)) [ دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 ] [ 12:24 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
سلام به همه ابجیها و داداشیها
اول خرداد تولد ابجی گلم یک دونه گوهر قلبم
ابجی سفید عزیزم رو بهش تبریک میگم تولدشو
شرمنده دیر اومدم ابجی کهتو وبسایتم تبریک بگم
قبلش تبریک گفته بودم بهت... روز زن مبـــــــــــــــــــارک
روز زن و به ابجیهای گلم و به خصوص به همه ی
مادرهای دنیا تبریک میگم ...
******مــــــــــــــــــــــــــــــادر******
نگهبان سر گهواره ی من
توی مادر شفای گرییه من
چه شبهای تورا بی تاب کردم
خودم خفتم تو را بی خواب کردم
مـــــــــــــــــــــــادر
مهربونم مادر آرام جونم مادر بیا مادر بیا روح و روانم مادر
سر شب تا سحر نازم خریدی
همه خفتن تو بیداری کشیدی
درآن موقع که کارم گریه بوده
کسی جز تو برایم دل نسوخته مادر
مهربونم مادر آرام جونم مادر بیا مادر بیا روح و روانم مادر
مادر عشق جمیع خاکیان است
مادر ذکر همه افلاکیان است
بهشت در زیر پای مادران است
مادر نامش همیشه جاودان است
مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادر
مهربونم مادر آرام جونم مادر بیا مادر بیا روح و روانم مادر
بوی مادر عطر خوش بهشته
نامش بر سر در بهشت نوشته
روحش با مهربونی و سرشت
مادر زیباییهای سرنوشته
مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادر
مهربونم مادر آرام جونم مادر بیا مادر بیا روح و روانم مادر
بیا مادرخاک پای تو گردم
فدای قد رعنای تو گردم
تمام عشق و دنیایم تو هستی
امید و آرزوهایم تو هستی
مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادر
مهربونم مادر آرام جونم مادر بیا مادر بیا روح و روانم مادر
[ سه شنبه سوم خرداد 1390 ] [ 10:57 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
تــــــــــــــــــــــــولــــــــــــــدمــــــــــــــه هــــــــــــــــــــــورا
سلام ابجی های گلم و داداشیهای گلم امروز تولدمه
میخوام جشن بگیرم همتون دعوتین بدون کارت دعوت
خوب دیجی نداریم خودم دیجی میشم
هاااااااااااااااااااااااااااااااااااا
حالا دستا بالا دختر خانوما حالا دستا بالا اهای اقا پسرا....
خوشگله و هزار خاطر خواه داره طـــــــــــــــلــــــــــــا تو قلب همه جا داره
خانوما و اقایون برق رفت بدون موزیک برقصین
خودتونم بخونید صدامممممممممممممممم گرفت اهومممممممممممممممممممم
کیک آوردم حملههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
بیا شمعها رو فوت کن که عمر با عزت داشته باشی
تو تولد پارسال که جشن گرفتم نوشتم عمر با عزت
عمر با عزت حتی اگه یک روز هم باشه دل چسبه
انشالله همه عمر با عزت داشته باشن
همه با هم فوت کنیم شمعها رو
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
فــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوت
خوب مهمونی تموم شد به علت یارانه ها و پول برق
از دستی کنتر برق و قطع کردیم ه ه ه هههههههه
و به علت گرانی نان و مواد غذایی شام نمیدیم
قدمتون روی چشم به فرمائید خونه هاتون
شوخی کردم مهمون حبیب خداست
ممنون توی تولدم بودید
فــــــــــــــدای همتون
[ پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390 ] [ 18:43 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
*** هـــــــــم نــــــــــــــفــــــــس ***
اسیر تنهایی منم کجایی ای هم نــــفـــــســـم
دلم گرفته به خدا که خسته از هر قـــــفــــــســــم
یه مرغ خونگی منم که شوق آواز نــــــــــــــــــدارم
تو حسرت رسیدنم من پر پرواز نــــــــــــــــــــــــدارم
درد نبودن تو رو بگو چه جور دوا کــــــــنــــــــــــــــــم
تو بغض خیس نامه هام درد دلا رو جا کــــــنــــــــــــم
تو از کجا رسیدی که عطر ستاره مـــــــــــــــــــــــــی دادی
به قلب پژمرده ی من عمر دوباره مـــــــــــــــــــــــــــــــی دادی
تو باغ پاییزی شعر مثل گلا مــــــــــــــــــقــــــــــــــــدســــــــــــــــی
رو بغض یخ بسته ی عشق،تو بهترین هـــــــــــــــم نــــــــــفـــــــــــســــــی
غم نجیب نگات گر چه با من غریبه بـــــود
ولی دلم تا زنده بود تنها از عشق تو ســــــــرود
********************
*** چـــــــــــــی بـــــــــــگــــــــــــــم ***
چی بگم بی تو از این زندگی ام دلگیرم
چه جوری واست بگم ازهمه ی عالم سیرم
ابر دلتنگیه من بی تو دیگه وا نمیشه
باغ پاییزدلم ،سبز و شکوفا نمیشه
لحظه هایم همشون سرد و غم انگیز شده
به خدا کاسه ی صبرم دیگه لبریز شده
تا به کی بنشینم و به عکس تو زل بزنم
توی دروازه ی تنهایی خود گل بزنم
عطش آلوده ترینم تو بیا کاری بکن
آب در دشت کویری دلم جاری کن
کاش از کوچه ی دیدار گذر می کردی
شب تنهایی من را تو سحر می کردی
*****************
*** عـــــــــــــشــــــــــق ***
عشق را تن پوش جانم می کنی؟
چتری از گل سایبانم می کنی؟
ای صدای عشق در جان و تنم
آن سکوت ساکت و تنها منم
من پر از اندوه چشمان توام
آشنای دل پریشان توام
آتش عشق تو در جان من است
عاشقی معنای ایمان من است
کی به آرامی صدایم می کنی؟
از غم دوری رهایم می کنی؟
ای که در عشق و صداقت نوبری
کی مرا با خود از اینجا می بری؟؟؟
[ پنجشنبه هجدهم فروردین 1390 ] [ 16:49 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
به نام کسی که جدایی را آفرید تا قدر باهم بودنو بدونیم
خیلی سخته بعد از چند سال تازه بفهمی که دوست داشتنش
دروغ بوده ،ولی بازم بهت بگه دوست دارم،خیلی سخته
وقتی میخوابی طعم واقعی مرگ وبچشی،ولی صبح که چشاتو
باز میکنی ببینی بازم نمردی و یه روز دیگه رو با خاطره ها شروع کنی
ولی دیگه اون پیشت نیست،پیشت نیست ولی انگار هر لحظه کنارته،
ولی تو پیش اون بودی و اون هیچوقت ندیدت،اون یه جمله میگه تورو
به گریه بندازه تا اونو بخندونی،ولی اون یکی دیگه رو خوشحال کنه.
خیلی سخته بهت بگه دوست دارم ولی نمیخوامت،میگن با یادش باید
زندگی کنی ولی تا کی خوابشوببینی،میگن نا امید نشو آخه درد نا امیدی
رو نکشیدن،چون ناامیدی و تنهایی و گریه تنها هدیه های بوده که اون بهت داده.
ولی تو تمام زندگیتو بهش دادی . خیلی سخته به یکی دل ببندی و دلتو بشکونه
تو هم میتونسیتی دلشو بشکونی ولی اینکارو نکردی چون خیلی دوستش داشتی.
خیلی سخته بزرگترین آرزوت مرگ باشه ولی اون بتونه با یاره تازه رسیدش
خیلی راحت زندگی کنه،بعد کل ثروتت که عشقت بوده با کاخ آرزوهاتو یکجا خراب کنه.
اونوقت زیرآوار بی مهری و تنهای از فقر محبت و دوست داشتن تا آخر عمر بشینی و
زار زار گریه کنی.
خیلی سخته از ترس اینکه مردم بهت نخندند و فکر نکن که دیونه ای باید بری درد دلتو
به کسی بگی،خیلی سخته آ رزوت کسی باشه که از این اون بشنوی که هیچ اهمیتی واسش
نداشتی ،حالا دیگه آرزویه نبودنتو میکنه.
خیلی سخته وقتی یادت میاد که حتی با شنیدن اسمش اونقد خوشحال میشدی که دوست داشتی
داد بزنی،ولی حالا با دیدنشم چیزی جز رنج و عذاب نصیبت نمیشه چون اون دیگه
واسه تو نیست،خیلی سخته بعد از چند وقت که میبینیش اشک تو چشات حلقه بزنه
ولی اشکات فقط واسه خودت مهم باشن،خیلی سخته جرات هر کاری رو داشته باشی
به امید اینکه کوه پشتته ولی وقتی برگردی و پشتتو نگاه کنی ببینی یک عمر پشتت
به دره بوده، حالا اون دیگه عشقش یک نفر دیگست اصلا تو واسش مهم نیستی،
اصلا رسم بازیه قایم باشک زمونه اینه، تو چشم میذاری و منم قایم میشم اما تو
یکی دیگه رو پیدا میکنی، خـــــــدایــــــــا همه این کارارو تو کردی به هر کی
دل بستم تو دلموشکوندی، هر جا لونه ساختم خرابش کردی ،هرجا با دیدن کسی
دلم آرامش میگرفت تو اضطراب و تو دلم انداختی،نمیدونم شاید اینکارو کردی
تا به غیر از خودت به کسی دل نبندمو به کسی امید نداشته باشم، پس حالا که
همه ی امیدم به تویه کــــــــمکـــــــم کن کــــــــــمکــــــم کن...
عـــــــــشـــــــــق بــــــــزرگـــــــــتــــــــریــــــــــن دروغ دنــــــــیــــــاســــــــــــــت
چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و بجاش یه زخم
همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی و بجای اینکه لبریز کینه ونفرت شی
حس کنی که هنوزم دوسش داری ،چقدر سخته دلت بخواد سرت و باز به
دیواری تکیه بدی که یک بار زیرآوار غرورش همه ی وجودت له شده،
چقدر سخته تویه خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما... وقتی دیدش
هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی، چقدر سخته وقتی پشت بهشه
دونهای اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی،
تا نفهمه که هنوزم دوستش داری.
چقدر سخته گل آرزوهات و تو باغ دیگیری ببینی وهزار بار تو خودت بشکنی
و اون وقت آروم زیر لب بگی...
گــــــــل مــــــــن بـــــاغــــچـــــــه نــــــــــــــــــو مـــــــــــبــــــــارک
[ جمعه سی ام مهر 1389 ] [ 15:29 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
خوب آخر ماه مبارک رمضان هست دیر اومدم آپ کنم عبادت همگی قبول
از نظراتتون ممنون لطف دارید . داداشی حمید رضا یادم هست شما رو توی وبسایتتون
میخواستم نظر بذارم اما نمیشه نمیدونم چرا اما یادم هست داداشی
از بقیه ابجیها وداداشیها هم ممنون از داداشی سینا سینا/ داداشی میلاد من میشم خاله شما
چون ابجی مامان سفیدتم/ داداشی صالح/ ابجی تبسم گلم / ابجی دختر فیلی و بقیه همه یادم هست هیچوقت فراموشتون نمیکنم همه بچهای رنگی یادم می مونن تا همیشه واسه همتون دعا میکنم . این ایشششششششششششششش
به خاطر این اقا قاتل بود.ههههههههههههههههه میزنم تو گوشت
مقتول شی اقای قاتل مقتول. خوب تولد ابجی گلم دختر فیلی هم هست
ابجی گلم منم دوست دارم و تولدتو بهت تبریک میگم
انشالله ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ساله شی
گلم موفق باشی ابجی جونم
تا آپ بعد بای
-------------------
*** عــــــــــاشـــــــق***
دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد
سعادت آن کسی دارد که از تنها بپرهیزد
دلم گرفت از بی کسی فریاد از این دلواپسی
خودت گفتی می مونی ،هم خونمی،هم نفسی
رفتی و من تنها شدم آواره ی دنیا شدم
جنون از گرد راه رسید مجنون تو لیلا شدم
دل که گرفتارتو شد ، مونس و غمخوار تو شد
ببین چشمون تو چه کرد!یک شبه بیمارتو شد
بر چشم پاک تو قسم ،فقط تویی تنها کسم
دلباختم در این قمار،پرنده ای در قفسم ---------------------------------
*** طــــــــلوع مــــــاندگار ***
اگه با گریه و نگاه عشقم تو قلب تو نره
یه جور دیگه پا میگیرم از در نشد از پنجره
وقتی که ازشورنگام چشمات نمک گیر نمی شه
بگو که از چشمای تو نگام چرا سیر نمی شه
من یه غبار بی هدف ،نشسته روی خاطره
چشمای خیره به درم منتظره یه عابره
ساده بشی ساده میشم مثل یه سایبون ناب
بغل بغل ستاره رو هدیه میدم به شهر خواب
ای تو همیشگی ترین، ای تو طــــــلوع مــــــــــاندگار
ای تو غرور شرقی ای تو نجابت بهار
تو ان صدای تازه ای ، تو حجم این سکوت سرد
تو عمق یک فاجعه ای مثل شکستن نبرد -----------------------
*** جـــــــــــــــــدایــــــــــی ***
مرا با آن نگاهت زنده کردی
عزیز دل مرا آواره کردی
کجا بودی که گرمای وجودت
دمید و کرد مرا دیوانه وارت
ولی کو آن نگاه پر صفایت
کجا رفت آن صفای با وفایت
شدی روزی برایم چون خدایی
کجا بودی که مردم از جــــــــــــدایی
همین شد با عطش کردم جـــــــــدایــــــی
[ دوشنبه پانزدهم شهریور 1389 ] [ 18:2 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
تویی شمع شب من، تویی همسفر من
تویی زیباتر از یاس، تویی نیلوفر من
تویی همراه وهمدل،تویی صاحب هر دل
چه گویم از رخ تو، منم مجنون و بیدل
تویی سبزی صحرا، تویی آبی دریا
تویی زرین خورشید، تویی سرخی دلها
منم دیوانه ی تو ، تویی افسونگر من
کمی خواهم زعشقت کند یاد آور من
منم آواره ی تو، منم بیننده ی تو
منم دلتنگ رویت، دلم آید بسویت
چه کردی با دل من که کردم جستجویت
نباشد چون تو زیبا ، چه یوسف چه زلیخا؟
فقط دانم که نامت بود آرام جانــــــــــــــها
[ سه شنبه نوزدهم مرداد 1389 ] [ 18:49 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
سلام به همگی
فردا تولد یکی از ابجیهای گلمه که من خیلی دوستش دارم عاشقونه عاشقشم
و خدایش در بست نوکرشم ابجی سفید برفی گلم ابجی نازم تولدت مبارک گلم
ابجی نازم انشالله توی تمام مراحل زندگیت موفق باشی ، ابجی جونم میخوام واست تولد بگیرم
راستی اقا مــــجتـــــبــــی هم قدیما گفته بود بهم متولد خرداد ماه هست اما نمیدونم کدوم روز؟
تولد شما هم مبارک اقا مجتبی انشالله شما هم توی تمام مراحل زندگیتون موفق باشید .
خوب پس دوتا تولد داریم جشن بگیریم همه با هم هـــــــــــــــورا!!!!
اوهـــــــــــــــــــــوم اهـــــــــــــــــــــم
میخوام بخونم همه دستا بالا......
اها اها اها بیا بیا ، وووااااااااااااااااااا پـــــــــــاشید دیگه برقصید
اصلا خودم میرقصم !!!!
دوست دختر من نازه توی دخترا ممتازه
دوست دختر من آسه قلبش مثل الماسه دوست دختر من.....
وااااااااااااااااااااا داداشیها رفتید تو فکر دوست دختراتون
وااااای خطر داره حســــــــن!!! الان یه آهنگ دیگه میخونم ه ه ه ه ههههههه! حالم بده، حالم بده
فیست و کارتونی دیدم صورتتو نایلونی دیدم
حالم بده حالــــــــــــــــم بده ....
ههههههههههههههههههههههه
ووووووووووووووااااااااااااااا ییییییییییییی همش من رقصیدم
حالا نوبت ابجی گلم سفید برفی که برقصه
خوشگله و هزار خاطر خواه داره ابجی سفید فقط توی قلب فرزانه جا داره
دوستتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم ابجی گلم
خوب حالا تولد اقا مجتبی رو جشن بگیریم
خوب خانومها دست اقایون رقص
خوب یه شعر میخوام از آخر بنویسم
تقدیم به ابجی گلم سفید برفی و تقدیم به آقا مجتبی . **** در کوچه باغ تنهای... آنجا که تنهای تنهایی... آنجا که شب پلک بر هم میگذارد... با سبدی پر از ستاره.... به استقبالت خواهم آمد... و ستاره ها را دسته دسته در مسیر تو فرش خواهم کرد... و کائنــــات را به تماشای تو فرا خواهم خواند... و تو را تا انتهای شب ستاره باران خواهم کرد...
تــــــــــــولــــــــــــــد تـــــــــــــــون مـــــــبــــــــــارک
===================== من عاشق این 4 تا آهنگم !!!!
دانیال نریـــــــــــمانـــــــی
با من بودی ، با من بودی یه روز عزیزم
حالا از نبودنت اشک میریزم
به کی بگم خــــــــدایـــــــــا من درد دلم رو
سنگ صبورم فقط بود شونه ی تو
گریه هام بود فقط با تو، خنده هام تو
من که میمیردم می دیدم اشک چشاتو
میدونستی که دلم پیشت اسیره
چرا نگفتی که دلت جای دیگه گیره؟؟؟
لای لا لای لای لا لای لای
من که بعد از این همه وقت خون دل خوردم
نمیتونم ببینم دل تو رو بردن
بغضی تویه گلومه همه چی تمومه
دوست دارم هنوزم به خاطرت میسوزم
چی میخواستی عزیزم که من نداشتم
من که همه هستی مو به پات گذاشتم
میگی موندم پیشت مجبور و زور
ولی عشقت کرده بود منو کور کور
گفتم عاشقی دردِ ؟ گفتی میدونم
گفتم عاشقی سخته ؟ گفتی میتونم عاشق نشدی و نیستی با من نموندی
دیدی واست مردم ولی منو سوزوندی
با من بودی، با من بودی یه روز عــــزیـــــزم
حالا از نبودنت اشـــــــــــــــــک میریزم
لای لالای لا ی لالای لای
------------------------------ دانـــیــــال نــریمــــانــــی
بذار بذار بگم دوست دارم یه عالمه بذار بگم اگه میمیرم واست کمه بذار بذار بگم اگه دیونت میشم میخوام بگم نازنین نرو از پیشم میدونی که این دلم واست میمیره میدونی وقتی نیستی غصم میگیره قلب وقتی نیستی میکنه تاپ وتوپ آخه تو رو میخواد عزیزبا همه وجود اگه که دوستم نداری همین حالابه من بگو نذار که دل من بشه دیونه نگاه تو دوست دارم دوستم داری ترو خدا نذار منو ترکم نکن نگو دیگه نمیخوای قلب منو وقتی که میخندی میگی دیونه نگاهتم عاشقترین عاشقام پیش چشای ماهتم پس دیگه نرو از پیشم بمون کنار قلب من بمون با من بخون دیگه نمیری از خیال من --------------------------------------------
--------------------------------------
امید ساربانی & علی باقری
همه دنیا واسه من وقتی که رفتی دیگه شد تیره وتار
تو که رفتی اما چشمام همیشه بارونیه بهار بهار
تو میدونستی که من تنها میشم نمیشه بشم از تو جــــــــــــدا دلمم تو زندگیش مثل تو بی وفا ندیده به خـــــــــــــــدا
نمی بخشمت تو رو وقتی میری جام میذاری
وقتی توی بی کسی میری و تنهام میذاری
نمی بخشمت تو رو واسه ی تموم گریه هام
واسه ی خیسی چشمام تو شب تنهایها
نمی بخشمت تو رو وقتی تو آغوشم گرفتی
تا دروغی در گوش من دوست دارم میگفتی
نمی بخشم ، نمی بخشم
نــــــــــــمــــــی بـــــــــخـــــــــشــــــــــــــــم
نمی بخشمت تو رو وقتی گفتی تنها برو
دیگه نمیخوامت تورو
تو میدونستی که من دوست دارم قد خــــــــدا نمیشه بشم از تو جـــــــــــدا
تو که از همون نگاه اولت دوستم نداشتی
چرا بهم نگفتی
تو که هیچ حسی به عشق و قلب تنهام نداشتی
چرا بهم نگفتی
نـــمـــــــی بـــــــخـــــشـــــمـــــت تــــــــــــــو رو ---------------------------------------- امــــــــــیـــن رستــــــــــمی
بمیرم واسه اون ناز نگاهت
می مونم همیشه من چشم به راهت
تو چی خواستی که من واست نکردم
مال من نبودی نگات میکردم
دلم بیقرار کارش انتظاره
میخواد ببینتت بهت بگه دوست داره
تو نیستی و این دل فقط چشم براتـــه
فقط منتظره شنیدن اون صداتـــه
یه روز به من گفتی برو گفتی نمیخوامت تورو شکستی قلب خستمو تنها گذاشتی دستمو اما بیقرارم واست نگرانم طاقت دوری تورو ندارم [ جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389 ] [ 16:25 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
سلام ابجیها وداداشیها خوبید انشالله ، امیدوارم شاد باشید
حتما میگید چرا خوشحالم خوب 6 روز دیگه تولدمه نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت اما خوشحالم چون میخوام تولد بگیریم اگه مایلید؟؟؟
یه نفر هست که نظرایی میذاره که نمیدونم چرا فحش میده خواهش میکنم از اون نفر از این نظرا نذاره چون احترام خودشو نگه نمیداره اگه هم مشکلی داری با من بگو توی نظرت و خواهشا فحش نده اوکی افرین. خوب بریم تولدمون اهنگ بذارم وای پارتی نیستش ها قرص و از اینجور چیزا نیارید که زنگ میزنم 110 بیاد ها اوکی شوخی کردم ابجیها و داداشیها راحت باشید چون تولدمه خوب اول خودم میخوام برقصم دست دست دست دست ابجیها بیاید وسط اها حالا قرش بدین بپا هولش ندین
گل پری جون بله اینجای جون بله بیا بریم نمیام خسته میشی نمیشم
وای وای وای وای وای...... تریپت منو کشته تریپت منو کشته ........
با من برقصون حالا عاشقا رو بد کن خاطرخواهات و رد کن
چه جوری ایـــــــــــــــــــــــنجـــــــــــــــــوری ......
تازگیها دل به دل یکی سپردم جوری که نفهمه
داشتم از عشقش میمردم اما یواش یواش اومد دستمو خوند
بند دلم شد با نگاهش منو ترسوند دلمو برد سرمو برد دلمو سرمو برددددددددددددددددددددددددددددد.....
مهره مار داری تو دلبری اما میگذری از عشق تو همش سر سری
ای مار اومد فرار کنید هههههههه شوخی کردم وایستید قر بدید
اهـــــــــــــــــــــــــــــــــاااااا اااا اااا ااا اهآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ اهـــــــــــــا ااا بیا
همه دستا بالا دختر خانوما دیگه بیاین وسط آخه آقا پسرا
امشب نمیشه دیگه کسی بشینه آخـــــــه تولدمه قرش بدین اهاااااااااااااااااااا
123 همه بیخال غصه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
بـــــــــــــــــــیا اها
وای راستی داداشی یادم شد شما هم برقصید ما دست میزنیم
دســــــــــــــــــــــــت دســــــــــــــــــت
میخوام شباش بدم به ابجیها و داداشیها تراول بدم دسته چکمو گم کردم
شرمنده ، خاک پای همتونم. یه شعر از اخر واسه خودم بخونم که
سعید آسایش خونده بخــــــــــــــــــونم
اهــــــــــــــــــــا بیاااااااااااااااااااااااااااااا
خوشگله و هزار خاطر خواه داره
طـــــــــــــــــلـــــــــــا تو قلب همه جا داره عیارشم با دیگرون فرق داره
دلم واسه دیدن اون تب داره
طلای امروز بذار شب بشه
هزار و یک شب نذار سر بشه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
صدام گرفت وایییییییییییییییییییی اوهومممممممممممممممممممممممم
چون بچه مشهدم میخوام مشهدی بحرفم
خُوب بِرم کیک آوردوم بخُورِم
چاقون کو دست کیه؟ حالا همه بگِردِن چاقونه پیدا کِنن
چاقون کجی هستی ؟؟؟
ای وای مامانم اینا چاقو افتاده زیر میز
خوب بشینید تا کیک ببرم وااااااااااااااااااا چرا نمیگید
تولد تولد تولدت مبارک
اها حالا شد تولد تولد تولدم مبارک
بیام شمعها رو فوت کنم اما نمیدونم تا چند سال زند ه ام از خدا میخوام عمر با عزت بده بهم تا نوکریشو بکنم بذارید اول بگم ای خــــــــــــدا دوست دارم در بست . شمعها رو فوت کردم فـــــــــــــــــــــــــــوتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
حالا کیک تقسیم کنم وای چه کیکی حیفه خیلی خوشگله
برید فردا بیاد کیک تقسیم کنم هه ه ه ه ه نه شوخی کردم
حیف که نیستید اگه نه یه کیک بزرگ میخریدم تا 24 که نه 48 ساعتم نه
72 ساعت کیک میخوردیم . 6 روز دیگه که تولدمه 8 اردیبهشت
معلوم نیست زند ه باشم یا نه اما خوب خواستم یه جشن بگیریم
که منم یه مقدار حالم خوب شه من همیشه خنده رو لبهام بود
اما خوب یه مدت چشام بارونی بود
از دو هفته پیش لبهام خندون شدن مثل قدیم
شاد شاد واسم دعا کنید ، خوب ابجیها وداداشیهای گلم
فدای همتون بشم خاک زیر پاتونم به خدا. مرسی که توی جشن
همراهی میکنید خوشحال شدم انشالله همیشه لباتون خندون باشه
خوب چراغ ها رو خاموش کنم نخود نخود هر که رود خانه خود
ههه ه ه ه ه شوخی کردم مرسی از همتون ایامتون شاد
و لباتون سرشار ار لبخند باشه الهی آمین.
[ پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389 ] [ 20:37 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
حـــکایـــــــت عــــشـــــق و ازدواج!!!؟
شاگرد از استادش پرسید: عشـــــــق چیست؟
استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور
اما در هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب
بر گردی تا خوشه ای بچینی.
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت،
استاد پرسید: چه آوردی؟
و شاگرد با حسرت جواب داد: هیـــــــچ!!!
هر چه جلو می رفتم، خوشه های پرپشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن
پر پشت ترین خوشه تا انتهای گندم زار رفتم .
استاد گفت:عــــــشــــق یعـــــــــــنی همـــــــــین.
شاگرد بار دوم پرسید:پـــس ازدواج چیست؟
استاد به سخن آمد: به جنگل برو و بلند ترین درخت را بیاور،
اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی،
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی برگشت ،
استاد پرسید: چی شد؟
شاگرد جواب داد:به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم
ترسیدم که اگر جلوتر برم ،باز دست خال برگردم.
استاد باز گفت: ازدواج یعــــــــــنی همـــــــــین. [ شنبه بیست و یکم فروردین 1389 ] [ 19:45 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
عاشق شعرای غمگینم حالا خوانندش فرقی نداره فقط شعرش قشنگ باشه و یه جوری شعرش مثل دل من غمگین باشه میچسبه خدایششششششششششششش خیلی شعر غمگین گوش میکنم اما مجید خراطها رو خیلی دوستش دارم خیلی زیاد باب دل من میخونه خدایشششششششششششششش ، دلم میخواد یه روز از نزدیک مجید خراطها روببینمش بهش بگم ایــــــــــــول دلت با دل من یکیه بخون منم گریه کنم پا به پات تا آخرش خدایششششششششششششششششششششش هستم. حالا که تنها شدم واسه همیشه خدایششششش میچسبه اهنگهای مجید خراطها . میشینم یه گوشه گریه میکنم به یاد خاطراتم. اما خــــــــــــــــدایا خدایششششش خودت تنهام نذاری که همیشه میگم ای خــــــــــــــــــــــــدا دوســـــــــــــــــــــــت دارم( نوکرتم خدایشششششششششش) مجید خـــــــــــــــراطها خدایش اینطوری بود حال و روزم؟ خــــــــــــــدایش حقمه اگه بسوزم؟ منو از دست حرفهات خسته کردی خدایش بد منو وابسته کردی آخه تومشکلم رو میدونستی خدایش تو میخواستی میتونستی
جــــــــــواب مهـــــــــــــربــــــــــونیـــــــــمـــــو نـــــــــــــــــــدادی نــــگــــو نــــه ، قـــدرمــــــــونـــــــمــیــــــدونــــــســـــــــتــــتــی منو از دست حرفهات خسته کردی خدایش بد منو وابسته کردی جونیمو ازم راحت ربودی خدایش اون که میگفتی نبودی انصافا تو رفاقت کم گذاشتی منه عاشق واصلا دوست نداشتی دل تنـــــهام که رسما بود با تو خدایش مشکل از من بود یا تو؟ حــــــــالا کــــــــــه رفــــــــتـــــــی و از مـــــــن جــــدایـــــــــــــی ســــــوالــــــم ایــــــــنـــــــه حــــــقــــــم بـــــــود خــــــــدایـــــــی؟ خدایش حقمه تو اوج دردم پیشم باشی و دنبالت بگردم بهم عاشق شدن رو یاد دادی چقدر زود منو دست باد دادی خدایش ساده بودم میدونستم خدایــــــــــــــــــــــــش مشکل از مــــــــن بود یا تــــــــــو؟ --------------------------- مجیـــــــــــــد خراطها حالا که تموم شد تو هم داری میری مبادا که دست کسی رو بگیری خدا یه نگاه کن برس تو چه وقتی پرازاشکم اما میخندم به سختی گلوم رو رها کن توی ای حقق من میمردم برای اون نبود عاشق من مباداکه عشقــــــــم تو قلبش بمیره میترسم دســـــت کسی رو بگیره بگین کاری این بار ازم بر نمیومد بگین کم اوردم یا صبرم سر اومد بگین باز بیاد و به قلبم بشینه بگین جای اسمش هنوز نقطه چینه...؟ تو احساس من روچه راحت ربودی اگرمن شکستم مقصرتو بودی مگه مـــنو در حد مـــــــردن ندیدی تو دلخورنبودی چرا دل بریدی؟ دلم روزو شب رو تو تنهای سر کرد
بگین که تموم دعاهاش اثر کرد بگین اونو دست خدامون سپردم مقصر نبودم ولی پاشو خوردم بگین خیلی وقته که صبرم سر اومد
بگین کاری کرده که دادم در اومد بگین خیس اشکه همه تار و پودم بگین تا بــدونه مقـــصـــــــر نبودم
راستی عزیزمن سرت رو شونه ی کیه؟ صدای خندهای تو الان تو خونه ی کیه؟
روزهای خوبه زندگی تمومشون صرف تو شد
میگفتی راهمون جداست آخرشم حرف تو شد ------------------------ مجید خـــــــــــــراطـــــــــــــها خدا حافظ گل نازم کاشکی مهربون نبودی
میدونم سخته جدایی آخه عادت کرده بودی
بعد من خودم میدونم سقف زندگیت خرابه
اگه غیر اینه عشقم چرا چشمات خیسه آبه؟ چرا چشمات خیس وآبه سرتو بذار رو شونم عاشقونه بغلم کن یا ازم بخواه بمونم چرا شونه هات میلرزه مگه سردته گل من اگه میگی خوب خوبی چراخیسه شونه ی من؟
تو اصلا بگو ببینم چرا ساکتی نمیری
مگه تو نخواستی از من قول موندنو بگیری
توی لحظه های رفتن سرتو بذار رو شونم
میخوام دل بکنم ازتو یک کاری بکن نتونم یک کاری بکن که دیگه حرف رفتنم نیارم بذار اشکاتم بباره که حسابی کم بیارم هی تویه چشام نگاه کن که منم اشکی بریزم هی ازم بخواه بمونم حس خوبیه عزیزم ---------------------------- مجید خراطــــــــــها منه هم خونه تو ول کن با وجود من وداع کن
دارم از این خونه میرم تو فقط منو دعا کن
بیا بمون منم بمونم یا بذار نیستی نباشم
لااقل اشکامو پاک کن زشته اینجوری جدا شم
بعد رفتنم از اینجا زندگی ازهم میپاشه
در و همسایه به تنه ؛میگن جاش خالی نباشه
راستی عکسم رو دیوار اونم از خودت جدا کن
اگه دلتنگ شدی روزی در و دیوارو نگاه کن
یادگاری ندارم که مبادا جا بذارم
جلومو بگیر بمون آخه من جایی ندارم
کاش میشد فقط یک هفته دیگه با من سر میکردی
به قول خودت روزاتو پیش من هدر میکردی
مگه میشه وقتی نیستم چشماشو رو هم بذاره
واسه من خبر میارن که فلانی بیقراره
یعنی الان تو خیابون داره دنبالم میگرده
باز خیالاتی شدم من این خیابونا چه سرده
انگار جدی، جدی بی تو یه فقیر کوچه گردم
با اینکه رفتم ولی باز بگی بگرد بر میگردم
به خدا قسم که بی تو یه فقیر کوچه گردم
گر چه مغرورم ولی تو بگی برگرد بر میگردم --------------------------- مجیـــــــــد خراطها عزیزم دلخوریهام زیاد شده انگاری فصل خزونه برگمه
میخوام سفره دلم رو وا کنم به خدا اینبار میگم چه مرگمه
اگه هی بیخودی دعوا میکنم خوب میخوام بهم محبت بکنی
به خدا بعضی روزا فکر میکنم که داری منو تحمل میکنی
جلوی غریبه ها خیلی بده دستو از توی دستام میکشی
خودمو گاهی به مردن میزنم تا شاید منت من رو بکشی
آرزومه یه دفعه جای میری بپرسی میشه برم یا که نرم
مطمئن باش که بهت میگم برو اما زود برگردی دردت به سرم
وقتی میبینم باهام غریبه ای فکر رفتن هی میوفته تو سرم
اما چون طاقت رفتن ندارم میزنم به بی خیالی میگذرم
بی محلیات داره زجرم میده دیگه از این وضعیت خسته شدم
چرا هی دروغ میگم نمیدونم انگاری زیادی وابسته شدم
وقتی بیخودی میگم مریض شدم
دوست دارم یک کمی دلواپس بشی
به خدا چیززیادی نمیخوام چی میشه اگه یکم عوض بشی
وقتی که سراغتو نمیگیرم ،چی میشه یه بارسراغمو بگیری
واسه این که بهت محبت بکنم، دورازجونت تو هم یکبار بمیری ------------------------------- مجـــــــــــــــید خراطها دارم از غصه میمیرم خدا کاری بکن اینبار
که دستای ظریفشو رو تو دستام حس کنم یک بار
خدا کاری بکن اینبار خدای مهربون من زبونم بند اومد
ای وای کجا رفت همزبونه من
خدا کاری بکن مردم خدا اونم دلش تنگه
اگه میگه مهم نیستم با حسش داره میجنگه
اگه میگه تو فکرم نیست میخواد بیشتر پیشش باشم
درسته اون ولم کرده دلیل اشک چشماشم
خدا کاری بکن اون رفت ازت میخوام که برگرده
این بار قدرشو میدونم اگر چه اون ولم کرده
خدا بگو که برگرده
خدا کاری بکن زود باش خدا اون دیگه تنها نیست
خدا بهش بگو مردم چرا عین خیالش نیست
خدای مهربون من، دلت میاد که تنها شم
بره عشقم تک و تنها تا کی دلواپسش باشم
خدا کاری بکن زود باش خدا صبرم هم قدر بود
بگو حرفهاشو بخشیدم بگو گنجایشم کم بود
بگو تقصیرمن بوده بگو حق داره میدونه
بگو به فکر جبرانه بگو قدرشو میدونم
بگو دیگه غرورش مرد میخواد پیش تو بگرده
بگو سختی این روزا اونو از راه به در کرده
خجالت میکشم از اون بگو چیزی نگه او با من
خدا پا درمیونی کن شاید از من خوشش اومد -------------------------- مجید خراطها چند روزه توی اتاقم دارم از دوریت میمیرم
دل من هواتو کرده هی شمارتو میگیرم
اگه برداری میفهمی پشت خط کی چشم براته اونی که خودت رو میخواست حالا راضی به صداته
انقدر میگیرم شاید که برداری یه روز
تو که از حال خراب من خبر داری هنوز
بگو از یاد تو رفتم آخه قلبم بی گناه
لااقل یه لحظه بر دار بگو اصلا اشتباه
زود قضاوت کردی اما مثل خونی تو رگم
کلی حرف اماده کردم اگه برداری بگم
این همه میگیرمت خوب چرا قطع میکنی
پشت خط موندم دوباره با کی داری صحبت میکنی
انقدر میگیرمت شاید که برداری یک روز
تو که از حال خراب من خبر داری هنوز
بگو از یاد تو رفتم آخه قلبم بی گنا ه
لااقل یه لحظه بردار بگو اصلا اشتباه
بـــــــــــــــا کـــــــــــــــی صـــــــــحبـــــــــــت میکـــــــــــــــــــنی ؟؟؟ ---------------------- مـــــــجیـــــــــــد خراطـــــــــــــــــها در خونه چرا بازه چرا این خونه دلگیره
دارم یخ میکنم انگار داره خون از سرم میره
دارم دلواپست میشم اگه هستی بگو هستم
کجا رفتی بدون من ،که میلرزه همش دستم
چرا حلقت توی خونست چرا اینو رها کردی دارم حس میکنم کم کم که پیشم بر نمیگردی
بهم ریختست چرا خونه دلت عزم سفر داره
هوا تاریک شد برگرد ، اره برگرد خطر داره
نگهداری ازت واسم ، به زیر سقف این خونه
مثل کبریت تو باد و مثل شمعه تو بارونه اینم از آخرین کبریت ، کشیدم تو مسیر باد
یا بر میگردی یا میری اللاء هرچه باداباد
توی این خونه میپیچید همیشه بوی عطر تو
بازم باختم توی این بازی بازم یکی به نفع تو
شاید یک روزی این حرفهام منو یادت تو بندازه
بفهمی عاشقت بودم ، بدونه حد واندازه
تو که رفتی و آرومی ولی قلبم پر از درده
آخه کی مثل من دورت مثل پروانه میگرده
اصلا چی شد به این زودی شدم دل داد و ولگرد
کی دستاشو گرفت اینبار که دستای منو ول کرد
چیکار کردی که بعد از تو تمام خونه داغونه
نه انصافا چیکار کردی که از دنیا دلم خونه
فضای خونمون بی تو مثل انبار اندوه
چیکار کردی که بعد از تو تموم خونه بی روحه
شبها فکر و خیال تو چرا خوابم نمیگیره
نه تنها لحظه هام حتی تموم خونه دلگیره
حالا که شب به شب رفت و توام تنهایی سر کردی
توی تنهای میپوسم نمیذارم که برگردی
نمیخوام دیگه بر گردی تو که تنها نمیمونی
ولم کردی به جرمی که خودت حتی نمیدونی
منم میرم از این خونه خدا حافظ در و دیوار
خداحافظ شکست من به یاد اولین دیدار ----------------------------- مجید خراطـــــــــــــــها خواهشم اینه بمون و کنسل ش کن رفتنو یا اگه میخوای بری این بار نفرین کن منو انقدر سرت رو پایین نگیر آتیشم نزن این تو این تیغ و شاهرگ هر چقدر میخوای بزن
تیغ و بردار دستامو خط خطی کن تلافیه عمری من زدم به قلبت تو نگفتی کافیه ترو به خدا قسم اونطور نگاه نکن به من لا اقل چیزی بگو، فحشی بده ، حرفی بزن
عزیزم دستات نلرزه تیغ اول و بزن واسه ی خیانتام و بی محلیهای من تیغ دومو بزن بذار بریزه آبروم من خیانت کردم اما تو نیاوردی به روم
سه و چهار و پنج و شش تیغها رو پشت هم بزن وقت جون دادنمم وایستا تو چشمام زل بزن شاید اون لحظه ببینی اشک چشمای منو بیا با هم آشنا کن تیغ و رگهای منو
نکنه هنوز مهمم چرا گریه میکنی الان وقتشه بیای و منو راحتم کنی
اگه باز منو ببخشی دل بسوزونی برام با چه رویی زنده باشم از خجالتت درام
بذار با دستای پر مهر تو رو به قبله شم اونطوری شاید قیامت با تو روبه رو بشم
تو این دنیا نشد ازت نگهداری کنم شاید اون دنیا بتونم واسه تو کاری کنم
تیغ و دستت دادم اما عزیزم یادت نره درد این سکوت تو از درد تیغ هم بدتره
نکنه فهمیدی مثل خون تو رگهای منی که نه میتونی بری نه تیغ و راحت میزنی
نکنه میخوای ببخشی نه ترو خدا بزن اگه بخشیدی عزیزم هی نگاه نکن به من
تو که از خونم گذشتی تو که بخشیدی منو خواهشا پیشم بمون و کنسل ش کن رفتنو خـــــــــــــــــــــواهــــــــــــــــــشــــــــــــــــم ایــــــــــــنـــــــــــــــه بــــــــــــــــمـــــــــــــــــون ------------------------------------ خوب اینم از مجید خراطها پا به پاش گریه کردم مفصل اما چشمای خواننده بارونی نشد چشمای من بارونی بارونی شد کاش باورم داشت تا قطره های اشکم بهش بگن هنوزم ...؟ بیخیال قطره های اشک اونی که رفته دیگه بر نمیگرده حتی واسه یک لحظه وای چشام خیس شدن تمام شعرای مجید خراطهارو نوشتم و گریه کردم گفتم که مجید بخونه منم پا به پاش گریه میکنم تا نفس داری بخون منم تا اشک دارم گریه میکنم ،اما داداش مجید من که اهل خیانت نیستم از خیانت نخون که خیلی خیانت دیدیم بیخیال داداش مجید یک نفر هست که با شعرای قشنگت گریه کنه . بروبریم داداش مجید تا آخرش باهاتم خـــــــــــــــــــدایششششششششششششششششششششش.
[ پنجشنبه پنجم فروردین 1389 ] [ 20:17 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
پــــــــروردگــــــــــارا...!!! من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی دارم و تو چون خود نداری [ پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388 ] [ 13:45 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
ديگه ندارم طاقتي ديگه نمونده فرصتي بذار يكم نگات كنم شايد نباشه مهلتي بــــــــــذاركــــه آخـــريـــن نــفــــــس بــا دل خـــوش رهــات كــنــــــم بــــــرو بــــه راه جــــــاده هــــا شــايــــد بـــشــــه نــگــــات كـــنــــــم شايد بشه يه بار ديگه ترو تو آغوش بگيرم به من بگي دوست دارم جلوي چشمات بميرمسر روي شونت بذارم پا روي قلبم نذاري اشك توي چشات حلقه بشه به من بگي دوستم دارياما همش خياله كه تو رو دوباره ببينم اگه كه پيشم نباشي تو اوج غربت ميميرماگــــــه يـــه روزتــنــهــــا شــــدي چــشـــم بــه جـــــاده هـــــا نـــــــــدوز بـــــدون يــكــــي مــنـــــتـظـــره يــــــكـــي دوســـــت داره هـــــــنــــــوز [ پنجشنبه ششم اسفند 1388 ] [ 14:40 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
جاده قصه ی ما هوای بارون و تگرگ میزنه سیلی به گوشم رسیدیم به خط مرگ خطی که پایان عشقه ، واسه عاشق مثل من با کارات لجبازی کردی برسیم به خط مرگ حالا من بدون تو، تو هم یه روز بدون من مثل یه نقطه پرگار گیج میشیم بدون هم بیا یکباره دیگه عاشق بشیم بدون مرگ هر دومون راه وببینیم نرسیم به خط مرگ بیا یکبار دیگه عاشق بشیم بدون مرگ مثل یه نقطه پرگار گیج میشیم بدون هم حالا من بدون تو، تو هم یه روز بدون من [ شنبه بیست و چهارم بهمن 1388 ] [ 10:56 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
هِی نشین غصه نخور، رفـــتـــه کـــه رفـــتـــه اگه دوسِت داشت نمی رفت، اون کـــه رفـــــتـــه هِی نشین چشم به راه, رفـــتـــه کـــه رفـــتـــه اگه عاشق بود نمی رفت، اون کـــــه رفــــــتــــه بیخیالش مگه چند سال تـو جوونــی؟ بیخیالش مگه چند سال تـو می مونی؟
بــیـــخــــیــــالــــش ایـــــنــــا رســـــــم روزگــــــــاره هـــمـــشــــون کـــار خــــداســــت حـــکــمــتـــی داره یـــاد حــرفـــای قـشــنــگــــش مــیـــــدونــم مــثـل یــه داغـــــه اون دلــش خــیـــلــی گـــرفــتـــه شــــده قـــــلـــب پـــاره پــــــاره اون کــــه رفـــــتـــــه دیـــــگــــه رفـــــتـــــه دیـــــــــگه اون دوســـــــــِـــــت نــــــــــــداره دیـــگه دســـــــــــــت بــــــــردارعــــــــــــــــزیــــــــــــــــــزم بــــــــــروســــــــــوی عــــــــــــــشـــــــــــــق تــــــــــــــــازه هـــیــــچــــکــــســی نــمــیـــدونـــه تـــوی دلـــش چـــــی مــیـــگــذره حــــرفـــــات انــــدازه کــــوه ، پــرغــــــروری خـــیـــلـــی ســـــــاده اون کـه رفـــتـه دیــگــه رفــتــه دیِِِــــــــگه بـــــرگـــــشـــتـــن نـــــــــــداره اگــه دوسـِـت داشـت نـمـی رفـت حـــــــــــتـــــــــــی واســــــــــــه یـــــــــــــه لــــــــــحـــظــــــه [ شنبه بیست و چهارم بهمن 1388 ] [ 10:54 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
عشق من ناز نکن عمر ما پایون میگیره یه روزی دست زمونه تو رو از من میگیره وقتی تنها با تو بودن واسه من زندگیه تو رو دیدن تورو خواستن رو کی از من میگیره عشق من قلب این عاشق با تو آروم میگیره همه ناله های من از اون نگاهت دوریه تورو دیدن تورو خواستن تورو هرجا می بینم بی تو وعشق تو من همیشه تنها می مونم عشق من عاشقتم تکرار هر شهادته همه حرفام به خدا از عشق و از سخاوته با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته عشق من بی کسی و شب باتو پایون میگیره
همه رگهام از حرارت نگات خون میگیره با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته تو گمون کردی بری خاطره هاتم میمیره روزهای رفته برام رنگ سیاهی میگیره اگه صد بهار و پاییز واسه تو گریه کنم نمی تونم که تورو همیشه از یاد ببرم من همون عاشقتم تا که چشام بارونیه همه ناله های من از اون نگاهت دوریه با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته [ پنجشنبه یکم بهمن 1388 ] [ 17:41 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
تور سفید روی سرت پیرهنه مشکیه منه الهی خوشبخت شی ولی عشقت همیشه پیشمه گفتی که مال هم بشیم دنیارو میسازیم با هم سفره عقدت پیش روت مرد غریبه جای من ستاره های اسمون تاج سرت عروس خانوم برای بار سومه بگو بـــــــلــــــــه دیگه تموم ببین که امشب منو تو مثل قدیما گریونیم تو اشک شوق میریزی و منم واسه پریشونی یه تکه ماه شدی ولی ماهی برای دیگرون به یاد من نیوفتی که گذشت آب از سرمون [ پنجشنبه دهم دی 1388 ] [ 18:5 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
لحظه لحظه تورو خواستم ولی تو منو ندیدی به تو تکیه داده بودم ولی تو ز من بریدی چند باری گذاشتی رفتی هر دفعه بایه بهونه منو تنها جا گذاشتی توی این وحشی زمونه توی این وحشی زمونه آرزمو به تو گفتم که بشی سنگ صبورم اما هی دل تو سنگ شد قد شیشه ی غرورم دیگه با درگاه عشقت ندارم رازو نیازی واسه من یه لحظه خوب بودتا بشم یه عمری رازی [ جمعه بیستم آذر 1388 ] [ 19:57 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
اگــه بـــبـــنـــدی رو مــــن چــــشــاتــــو اگــــه بــگــیـــری ازم نــگـــاتــــو مـــن از تـــو حـــتـــی دلـــگــیــر نــمـیـــشـــم بـــازم مـــیـــگـــم عــشـــقـــومـــیـــخـــوام بـــا تــــو مـــیـــتـــرســـم روزی ازدســـتـــم بــــری تـــــو بـــگــــی روزی ازت خـــســــتـــم بــــری تـــــو بـــمـــون کــــه الـــتــمـــاسـت مــیـکــنـــم مـــــن دلـــت مــــیــــاد تــا مـــن هـــســــتـــم بـــری تــــــو اگــــه بــــبـــنــــدی رو مـــن چـــشــــاتـــو اگــــه بــــگـــیــــری ازم نــــــگـــــاتـــــــو مــــن ازتـــــو حـــتـــی دلـــگــــیــر نـــمـــیـــشـم بــــازم مـــیــــگـــم عــــشـــقو مـــیـــخـــوام بـــا تـــو -------------------------------------------------- علی تکتا.ایلیا پریشون دلگیرم از دست خودم که چه ساده بودم دو دستی دل سادمو به دست تو داده بودمپریشون دلگیرم از دست خودم که چه حالی بودم توفکر دستای پرت تودستای خالی بودم بذار گریه کنم تا که قلبم آروم بگیره آرزو دارم بمیره اونکه تو دستاشدستاتو میگیره دستاتو میگیره بذار گریه کنماز تو خیلی ممنونم کاش که میگفتی که مجنونم تا به همیشه پای تو میمونم پای تو میمونم وقتی گفتی نه فکرم کجاها که نرفت واسه برگشتت دعاها که نکرد میدونم میدونی من تو رو میخواستم همه عشقو جونیمو به پات میذاشتم میدونستی که جونمو میدم واست ارزون بی صدا بی وفاو تو بی وفاتر از اون کاشکی اینم میفهمیدی رفتی بی تو سخته شب و روز وتنهایم بی تو پر درده هنوز به یادتو منم از یادتو رفتم دوستت دارم گفتنات تو ذهنمه برگرد رفیق مونسم بودی تو لحظه های بیکسی حالا غربیم برات به داد من نمیرسی نفرین من به راه اونی کسی که دستاتو گرفت فاصله بین ما شد رفیق شبهامو گرفت چرا چشاتو بستی ورفتی تو بی من شکستی قلبمو وقتی گفتی نه [ جمعه بیستم آذر 1388 ] [ 19:5 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
بيـــگي نــگي ايـن روزا گذشـت
خيلي دلم تنگه برات
بــد جوري تنـــــــهام دوبـــــاره
بي تو اون رنگ چشات
بـــگي نگي چنـــد وقــتي كـــــه
دلتنگيهام زياد شده
بـــازهـــــــواي تـــــو رو دارم
بهونه هام خيلي شده
بــــــــخـــــــــــواي نـــــــخــــــواي دوســــــــــــــــــــــــــــــت دارم
بـــــــــيـــــــاي نـــــــــيـــــــــــــاي مــــــــــــنــــتــــظــــــــــــــــرم
بگي نگي دق ميكنم
اگه تو تنهام بـذاري
كاشـــكي تــــوي گـــرمـــاي نــگـــــــا ت
بغض يخيمو بشكنم
حس بكنم كه عاشقم
شــــايــد كــه بـــاورت كنــــــم
تو لحظه هاي خستگي
ســــر روي شــونـــت بـــذارم
تو اوج بي كسي نياي
بــــــــــه گــــــــــريـــــــــــــه عــــــــــــــــــا دت ميـــــكـــــنــــــــم [ شنبه بیست و هشتم شهریور 1388 ] [ 5:40 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
بي وفا عشق من ، به خدا اشك من ، ميمونه رو گونم تا بياي پيش من
رفتي و بعد تو چه زجري كشيدم هنوز تار موتو به دنيا نميدم
تو رو به خاطراتمون تو منو بي خبر نذار
تو رو به اشكمون قسم منو چشم به در نذار
باشه ميرم از پيشت خداحافظ عشق من
ببخش روي نامه هام باز چكيده اشك من
دلت موندني نبود خداحافظ عشق من
حالا كه نموندي بگو از من چه ديدي؟
چه ساده نشستي چه ساده پريدي
بغضمو وقت جداي هي نگه داشتم به سختي
حتي واسه دلخوشيمم دستتكون ندادي رفتي
پس بذار روي ماهتو دم آخر نگاه كنم
سخته با خاطراتمون با دل خون وداع كنم
وقته رفتنت نبود خداحافظ عشق من
دلت ميشكنه يه روز ميدوني قدر اشك من
سخته گفتنش ولي خداحافظ عشق من
[ شنبه بیست و هشتم شهریور 1388 ] [ 4:2 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
[ جمعه بیست و هفتم شهریور 1388 ] [ 4:22 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
خيـــلي وقــــته اينـــجا پـرسـه ميـــزنم جــاي رد پــاتو من نيســـــتي و بـوسه ميــــزنم
اگـــــه حتـــــي تــــو جـــــوابمو نــــــدي مـــــن بــازم بــا عكـــــس تـو حـرف ميــزنم
تســـــليـــــــت قلـــــــــب صــــــــــبـــــــورم ديـــــگـــــــــــه اون دوســـــــت نــــــداره
سهـــــــــــــــــم اون يـــــــه عــشـــــــق تـــــازه سهــــــــم تــــــــو طــــــنـــــــاب داره
بســـــــــــه اشــكــاتـــو نــــــــگه دار غــــــم تــــو يكـــــــي دو تـــا نـــــــيــــســـــــت
پا نــــــذار روي غــــــــرورت جـــــاي اون بــــــه زيـــــــر پـــــــــا نــــــــيســـــــــت
جـــــــــــــاي اون بـــــه زيــــــــر پــــا نــــــيســـــــت [ جمعه بیست و هفتم شهریور 1388 ] [ 4:21 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
خـــــــــــــــــــدا وصيــــــت منــــــو گــــــوش بـــــده نـاممــــــو بخـــــون
شايد ديگه من نباشم مواظب عشقم بمون ميسپارمش بهت ميرم تمام تارو پودمو يه وقت نياد برنجونيش كسل كني وجودمو خدا يه وقت كسي نياد بدوزده قلب سادشو كسي نياد تو زندگيش بشينه زير سايشو بهش بگه دوستش دارم ، خيلي بده زمونه خداجون سپردمش بهت مواظب عشقم بمون فردا قراره منو تو از هم ديگه جدا بشيم فردا قراره همدم گريه بي صدا بشيم تو كوچه هاي بي كسي نيستي و پرسه ميزنم آيندمو نگاه كني غريبه شهرتون منم يادش بخير منو تو يه قلب پاك و بي غروب حالا چي شد عوض شدي دلت كجاست سنگ صبور من تو رو عاشق ميكنم هر جور شده حتي به زور
كي ميخواد فردا تو رو از من بگيره
كاش اونم ويرون بشه آتيش بگيره
ما بايد فردا رو از دنيا بگيريم
ما اگه از هم جدا بشيم ميميرم
ما بايد قدر اين روزا رو بدونيم
واي اگه فردا بياد تنها ميمونيم
خدا شايد اين عشقي كه من ميگمو تو نشناسي نزديكترين كسم اونه خيلي دوستش دارم راستي يادم نره بهت بگم عزيزترين من اونه خدا مهم نيست اما اون نذاري تنها بمونه بميمرم واسه هق هقش گريه چقدر بهش مياد وقتي كه حرصش ميگيره ميگه از من بدش مياد اما وقتي آروم ميشه ميبينه من بغضم ميگيره همين ديونه بازيهاش ازاول چشممو گرفت حالا كه ديگه مجبوريم از با همديگه وداع كنيم بيا به ياد اون روزا همديگرو دعا كنيم يه وقت ديدي دعا گرفت خدا نذاشت جدا بشيم اي واي داره فردا مياد بايد دست به دعا بشيم با قلب پاكت از خدا بخواه منو غصه بده هنوز نرفتي از پيشم دوريت داره زجرم ميده
كي ميخواد فردا و رو از من بگيره
كاش اونم ويرون بشه آتيش بگيره
عزيزم يادت نره دنيا دو روزه نميخوام فردا دلت واسم بسوزه
اي خدا حتي اگه دوستم نداره تو ميتوني نذري تنهام بذاره
[ جمعه بیست و هفتم شهریور 1388 ] [ 4:19 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
[ جمعه سی ام مرداد 1388 ] [ 9:5 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
عجب اي دل عاشق ، تو هم حوصله داري تو اين سينه نشستي ، هزار تا گِله داري يروز عاشق نوري ، يروز سوت و كوري يروز مثل حبابي ، يروز سنگ صبوري
[ جمعه سی ام مرداد 1388 ] [ 8:58 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
[ جمعه سی ام مرداد 1388 ] [ 8:20 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
چت شماره 1: دانشجو اقتصاد -: سلام خوبي؟ *: اره،ممنون. -: خيالم راحت شد،باي!! چت شماره 2:بازم دانشجوي اقتصاد -: سلام خوبي؟ *: آره ممنون. -: خوش ميگذره؟ حال مامان بابات چطوره؟ حال خواهر برادرت؟همسايه هاتون خوب هستن؟راستي گربه تون زاييد؟هنوز شبكه 3 تون برفكيه؟ آنتن رو تنظيم نكردي؟... توضيع ضروري :در چت شماره 1 دانشجو مذكور در كافي نت اقدام به انلاين كرده بود و در چت 2: از داخل دانشگاه (اينترنت مفتكي)استفاده ميكرده است!!!! ههههههههههههههههههههههههه
چت شماره 3: دو دانشجو مترجمي -: سلام خوبي؟ *ma daneshjoye motarjemi hastim bikelas chera farsi tayp mikoni?
-: ها چي ميگي؟ فارسي بنويس!!! چت شماره4: دانشجوي علوم سياسي -: سلام *: ..... -: سلام *: ..... -: هستي؟؟؟؟؟ *: هيس!! اينقدر شلوغش نكن، من فضاي نت رو براي صحبت كردن ايمن نميدونم، شايد يه هكر در حال شنود حرفامون باشه! صحبتات رو بهم ميل كن!!! چت شماره 5: دانشجويي ادبيات فارسي -: درود و صد درود به گفتگو كننده ي جان كه رو به روي صفحه تلويزيون كامپيوتر دست به سينه نشسته اي؟؟؟ *: حالت خوبه؟ -: آري! اي گفتگو كننده ي محفلي! * : برو بابا... چه زود صميمي شدي... بي جنبه!! چت شماره6:دانشجويان تربيت بدني -: سلام خحننحخه اهعغما ثقثصبز كگمجحخ ذر هصخثل *: سلام، بعد كلمه چي نوشتي؟ نميتونم بخونم؟! -: چيز خاصي ننوشتم، گفتم يه كم انشگتاي دستم رو با استفاده از صفحه كليد ورزش بدم!! *: خسته نباشيد!! چت شماره 7: دانشجو حقوق -: سلام *: عليك سلام: اومدي پاچه خواريمو بكني كه از دستت شكايت نكنم؟ -: مگه چي شده؟ *: نمي توني منو بپيچوني ! من حقوق خوندم و به تمام حق حقوق خودم آگاه هستم!! -: خب تعريف كن چي شده؟ *: دفعه قبل كه انلاين بودي، چراغت روشن بود، اما هر چي سلام كردم جوابمو ندادي! اين كارتو توهين به شخصيت من بود؟ در ضمن ، اسم آي دي توnaznaziاست، كه هيچ گونه تشابهي با خودت و چهره ات نداره، تو با انتخاب اين آي دي سعي فريب منو داتشي!! -: ببخشيد...سوء تفاهم شده ...
چت شماره 8: دانشجو كامپيوتر -: سلام *: .... -: سلام *: ..... *: اي بابا ، تو چه جور دانشجوي كامپيوتر هستي ؟ باز يادت رفت كه چطوري بايد پاسخي كه نوشتي رو برام بفرستي؟ ببين ! سمت راست نوشتهsendبعد اونكه متنتو نوشتي روي ان كليك كن!! *: .... -: نكنه فراموش كردي كليك يعني چي؟! منظورم از كليك اينه كه نشانه گر موس رو ببري روش قسمت چپ موس رو فشار بدي؟!! *: ...... -: اي بابا.... حتما موس رو هم يادت رفته چيه....
چت شماره9: دانشجوي حسابداري -: سلام *: چي چي رو سلام؟ چرا هي ميگي انلاين بشم؟ ميدني هزينه هر بار چت كردن ما چقدر ميشه؟! -: چقدر ميشه مگه؟ كانت فوقش ساعتي سيصد تومن، تلفن هم ساعتي صدوبيست تومن، اگه يه ساعت چت كنيم فوقش ميشه چهارصد و بيست تومن! *: چي چي رو ميشه چهارصدو بيست تمن؟ چرا هزينه استهلاك كامپيوتررو حساب نميكني؟ مهم تر از اون هزينه فرصت اين يه ساعت چت كردنع اگه تو به جاي اين يه ساعت چت، بري مسافر كشي هم بكني، دو سه تومن كاسبي! هزينه لامپ اتاقت و كامپيوتر كه بايد روشن باشه رو فراموش نكنة آخ اخ ... چشمات ! ميدني به ازاي هر يه ثانيه كه به مانيتور خيره ميشي چقدر به چشات آسيب ميرسه، هزينه استهلاك چشمات و اون صندلي كه روش نشستي رو هم حساب كن... -: اي بابا.... بسه ديگه...!.... تو كه از اقتصادي ها هم بدتري!!
[ جمعه سی ام مرداد 1388 ] [ 7:54 ] [ ۞ farzaneh tala ۞ ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |